به گزارش گروه خبر جامعه اندیشکده ها؛ چهارمین نشست از سلسله نشست های راهنشان با موضوع «نسبت ورزش و سیاست در جمهوری اسلامی و اولویتهای دولت چهاردهم»، به همت خانه اندیشهورزان برگزار شد. این جلسه با حضور دکتر سیدعبدالحمید احمدی، مشاور عالی و مسئول شورای راهبردی وزارت ورزش و جوانان؛ سید مصطفی هاشمیطبا، مشاور وزیر در امور زیربنایی، سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای ورزش کشور؛ محمدرضا داورزنی، رئیس فدراسیون والیبال؛ حمید عزیزی، رئیس فدراسیون گلف و مصطفی محمدی رئوف چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ در خانه اندیشهورزان برگزار شد.
باید به ظرفیتهای درآمدزایی ورزش توجه ویژه شود
سیدعبدالحمید احمدی ابتدا با اشاره به چالشهای ورزش و مشکلات آن در عرصههای مختلف بیان داشت: «چالشهای خرد و کلانی در ورزش کشور وجود دارد. چالشها در حوزههای بین الملل و زیرساختی داریم و همچنین چالشهایی در حوزههای مدیریتی و فدراسیونی. در بحث اقتصادی نیز مشکلاتی هست و ما باید به تامین اقتصادی ورزش و استفاده از ظرفیتهای درآمدزایی خود ورزش توجه داشته باشیم.
باید به حضور عزتمندانه و فرهنگی ورزشکاران در ساحت بین الملل نیز توجه داشته باشیم و برای بهتر شدن وضعیت نقشه راهی ترسیم کنیم. برای تحقق ورزش قوی، باید برنامه محوری و قراردادن مدیران شایسته را الگوی راه خود قرار دهیم. باید با ناهنجاریها و مفاسد در ورزش مبارزه کرد».
شیوه اداره ورزش کشور به ۵۰ سال قبل تعلق دارد!
مشاور عالی و مسئول شورای راهبردی وزارت ورزش و جوانان در ادامه افزود: «ما در یک چرخه معیوبی ورزش را مدیریت میکنیم. در شرایط فعلی نیاز نیست بر اساس شیوه ۵۰ سال پیش ورزش را اداره کنیم، چه در بحث ورزش حرفهای و قهرمانی چه در بحث فراهم سازی امکانات ورزشی چه در بحث زیرساختها و توسعهشان. ما باید از تجربه کشورهای موفق در این زمینه پیروی کنیم.
باید زمینه حضور پررنگتر بخش خصوصی در حوزه ورزش را بیش از پیش فراهم کنیم. باید قوانین و مقررات حاکمیتی در مورد ورزش مورد بازنگری قرار بگیرد. فدراسیونها باید از استقلال لازم برخوردار باشند تا هم به جامعه مدنی و هم به نهادهای بینالمللی پاسخگو باشند. باید مسئله تربیت بدنی در آموزش و پرورش ما جدی گرفته شود و برای آن برنامهریزی جدی صورت بگیرد».
فدراسیون نباید یک نهاد اجرایی دولتی باشد
در ادامه، محمدرضا داورزنی با اشاره به قدرت و اختیار پائین وزارت ورزش گفت : «تشکیلاتی وجود دارد به اسم «وزارت ورزش و جوانان» و عملا تنها اسمی را یدک میکشد و چندان نقشی در موضوعات مرتبط با ورزش و جوانان ایفا نمیکند. باید دقیقا مشخص شود ما از ورزش قهرمانی و حرفهای چه چیزی میخواهیم و ساختار لازم برای آن را فراهم کنیم. وزارت ورزش چیزی به اسم «فدراسیون ورزشی» که متولی ورزش قهرمانی باشد ندارد.
در فدراسیونهای ورزشی، نه ردیف اعتباری وجود دارد نه ردیف بوجهای و نه استخدامی، اما از آنها میخواهیم در استان و شهرستانها و بخشها و هرجا که شد استعداد یابی بکنند و به تیم ملی معرفی کنند و بروند تا مقام و افتخار بدست بیاورند.
وزارت ورزش اصلا اختیار دخل و تصرف در ورزشها و مسائل فدارسیونی را ندارد. اساسا این فدراسیونها هستند که متولی توسعه ورزش هستند. فدراسیون هم هیچ اختیار و قدرتی ندارد. خب این یک وضعیت آشفته است که اختیار و قدرتی به جایی نمیدهیم و مدام انتظارات خود را تحمیل میکنیم.
یکی از موضوعاتی که در دولت بعد باید مورد بررسی قرار بگیرد، روشن کردن تکلیف فدراسیونهای ماست. فدراسیون قرار است دستگاه اجرایی باشند؟ که خب از تعریف بین المللی فدراسیون فاصله میگیرند و باید مانند یک دستگاه اجرایی با آنها برخورد کرد و تمامی قدرتها و اختیارات یک دستگاه اجرایی را به آنها داد.
اگر هم قرار است مثل بقیه کشورها یک NGO یا سازمان مردم نهاد باشد، باز باید حدود انتظارات و اختیارات و قدرتش مطابق با استاندارد جهانی تعیین شود».
ورزش برای خانواده ایرانی گران شده است!
رئیس فدراسیون والیبال در ادامه به مشکلات ساختاری-اداری حوزه ورزش و وزارتخانه آن پرداخت و بیان داشت :«بسیاری از مسائل و موضوعات ما در داخل خود وزارت ورزش قابل حل است اما دوستان حاضر در وزارت خانه تمایلی به حل آن ندارند. برای مثال در قانونی وضع شد که فدراسیونها باید اظهارنامه مالیاتی ارائه بدهند. خب این اگر چند سال به تعویق میافتاد، ناگهان ناظر مالیاتی به سراغ فدراسیون میرفت و به خاطر عدم انجام اینکار از آنها وجوه قابل توجهی تا شش هفت یا هشت میلیارد طلب میکرد. خب بعضی فدراسیونها منابع درآمدی دارند اما برخی که فقط توسط دولت تامین میشوند، هرچه دارند را باید در همین راستا بدهند. مسئله دیگر مسئله بیمه ورزشی و بیمه تامین اجتماعی ورزشکاران و مربیان است. اما در وزارتخانه کسی حاضر به حل مسائل این چنینی نیست و از خود سلب مسئولیت میکنند.
ورزش در سالهای اخیر برای مردم گران شده. خانواده ایرانی توان اینکه فرزندش را به استخر یا کلاس فوتبال بفرستد ندارد. سالنها و امکان ورزشی باید در اختیار شهرداری و نهادهای دولتی قرار بگیرند و امکان استفاده از آن را در اختیار مردم قرار دهند. در بسیاری از کشورها سالنهای چند منظورهای طراحی شده که در اختیار دولت است و به شکل ارزان و با قیمت به صرفه در اختیار مردم قرار گرفته تا از امکان ورزش کردن برخوردار باشند و حتی گاهی دولت اداره این مدل مکانها را نیز به مردم واگذار میکند.
مسئولیت کشف و پرورش استعدادها با اداره استان نیست، با هیئت استان است. مسئولیت توسعه یک رشته ورزشی خاص، هیئت استانی نیست، فدراسیون آن رشته است که باید در تمام نقاط کشور ظرفیتها را بررسی کند و به توسعه بستر برای رشد و پرورش استعدادهای ورزشی بیانجامد.
در همین فضاست که باید اصلاح ساختار بپردازیم. فدراسیونها را باید از لیست نهادها خارج شوند. وقتی فدراسیون به نهاد اجرایی تبدیل شود، اختیارات و قدرتش محدود میشود. وقتی شرایط این چنین باشد، مدام رئیس فدراسیون باید به دادگاه و دستگاه قضایی پاسخگو باشد که چرا فلان عمل را مرتکب شده.
ما در خیلی از نقاط کشور، کسانی را داریم که میتوانند در راستای توسعه ورزش فعالیت داشته باشند. اما ما آنها را به زیر سلطه برخی قوانین میکشیم و مانع تراشی میکنیم. برای مثال کسی را داریم که سالیانه ۱۵ میلیارد تومان برای ورزش چوگان هزینه میکند، اما به بهانه دوتابعیتی بودن جلوی او را میگیریم.
فدراسیون باید تابع فضای بین المللی خودش باشد. مجمع دارد و مجمع آن در نهادهای بینالمللی نماینده دارند».
داورزنی در ادامه اظهار داشت: « ما به بخش خصوصی اعتماد نداریم. ما از مردم کمک نگرفتیم. در کشور ما اشخاص زیادی وجود دارند که حاضرند سرمایهگذاری میلیاردی روی ورزش داشته باشند. پروژهای که میتواند در بخش خصوصی با صرف ۱۰ میلیارد انجام شود، در بخش دولتی اجرا میکنیم با هزینه ۵۰ میلیاردی.
باید استانها در این مورد تصمیم بگیرند. باید در مورد رویکرد مرکز گرایی خود تجدید نظر کنیم. بسیاری از پروژههای نیمهتمام ما دارد تبدیل به آثار باستانی میشود! قوانین باید اصلاح شود. چرا ما سالنهایی که برای رشتههای ورزشی خاص ساختیم را به فدراسیونها واگذار نمیکنیم و در نهایت در یک فضای مزایده یا مناقصه اجاره میدهیم که در آن فعالیتی صورت بگیرد که هیچ ربطی با آن رشته ورزشی ندارد؟!
دولت باید تسهیلات و امکانات را فراهم کند. باید ظرفیتها را فراهم کند نه اینکه پول بدهد و کنترل کند.
باید ورزش مناسب خانواده ایرانی را معرفی کنیم
حمید عزیزی ابتدا به مسئله عدم هماهنگی انتظارات و واقعیت ورزش در ایران پرداخت و گفت :«باید توقع و انتظاراتمان را با اقدامات و ظرفیتها و امکاناتی که داریم تطابق ببخشیم. ما زمانی میتوانیم در ورزش حرفهای حرفی برای گفتن داشته باشیم که ورزش تربیتیمان از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد. ورزش تربیتی باعث تقویت ورزش همگانی و حرفهای و قهرمانی خواهد شد. ما برای ورزش در خانواده اهمیت لازم را قائل نشدهایم. رشتههای ورزشی مناسب با مقیاس خانواده را معرفی نکردیم. رشته ورزشی مناسب مقیاس خانواده ایرانی است که ارزان قیمت باشد، سهل الآموزش باشد، یعنی سرپرست خانواده بتواند در زمان کم آموزش ببیند. سهل الوصول باشد. طوری نباشد که برای دستیابی به آن ورزش، خانواده دچار سختی و مشقتی بشود. لزوما نیاز به یک برنامه جمعی نداشته باشد و شخص بتواند به صورت انفرادی به انجام آن بپردازد.
هرگاه ما توانستیم این برنامه را پیاده کنیم، ورزش از خانواده به کوچه و خیابان راه پیدا میکند و استعدادها از همین بستر کشف و شکوفا خواهند شد. با حمایت خانواده، شهرستانها و استانها و در نهایت فدراسیونها، ورزش به یک مسئله ملی تبدیل میشود و سطح مارا به لحاظ بینالمللی نیز ارتقا خواهد داد.
هیچ موضوعی مثل ورزش نمیتواند برای کشورما احترام بگیرد و به معرفی هویت ما بپردازد. ما باید این دیدگاه را داشته باشیم که ورزش، جامعه بانشاط و سالم میسازد. تا زمانی که به مسئله روان درستی توجه نکنیم، تن درستی و به طبع آن مدال آوری هم حاصل نخواهد شد و انتظارات ما از ورزش برآورده نخواهد شد.
اقتصاد ورزش باید از اقتصاد دولتی جدا شود
رئیس فدراسیون والیبال در ادامه گفت: «ما باید اقتصاد ورزش را از اقتصاد دولتی خارج کنیم. تا ورزش را با اقتصاد خصوصی ارتباط ندهیم، وضع به همین شکل باقی خواهد ماند. جدای از آن، در تامین بودجه نیز ناهماهنگیهای بسیاری وجود دارد. به طبع اگر ورزش همگانی در کشورما شکل بگیرد و مردم به آن پایبند باشند، خیلی از بیماریها کاسته خواهد شد. زیرا ورزش نقش پیشگیرانه جدیای از بیماری دارد. اما بودجه وزارت بهداشت ۲۶۰ هزار میلیارد تومان است و بودجه وزارت ورزش ۵ هزار میلیارد تومان. یعنی یک درصد بودجه وزارت بهداشت از نصف بودجه وزارت ورزش بیشتر است.
پس ما نیاز به توسعه متوازن در بخشهای مختلف هستیم تا اینها بتوانند یکدیگر را پوشش بدهند. فرایندهای طولانی چیده میشود که تصمیم گرفته شود برای ورزش کشور و در نهایت هم نتیجه مطلوبی حاصل نمیشود. پس حاکمیتما برای اینکه بتواند مردم را به سمت نشاط و سلامت سوق بدهد، ناچار است از حمایت از ورزش و بخصوص ورزش قهرمانی که اثرش به مراتب سریعتر است. مرز باریکی بین ورزش قهرمانی و حرفهای وجود دارد. ورزش قهرمانی اگر پشتوانه برنامهریزی شده ورزش حرفهای را نداشته باشد، هرگز به مدالهای المپیک و قهرمانیهای جهان نمیرسد.
وقتی ورزشکار نتواند به صورت حرفهای در رشته ورزشی خودش وقت بگذارد، درآمد و امکانات لازم را نداشته باشد، احتمال اینکه به درجات قهرمانی برسد نیز به مراتب کاهش پیدا میکند.
فدراسیونهای ورزشی باید مستقل شوند. باید دستشان از جیب دولت خارج شود. باید بتوانند به صورت مستقل درآمد داشته باشند و بتوانند وظیفه خود را طبق استانداردهای جهانی انجام دهند تا در زمینه ورزش حرفهای و قهرمانی به نتایج مطلوب برسیم».
جامعه ورزشی اتحاد و انسجام ندارد
عزیزی در ادامه افزود: «اشکال در عدم اتحاد و انسجام خود جامعه ورزش است. اصناف ما در شرایط لازم با اتحاد خود به مطالبهگری میپردازند و در بسیاری از مواقع نتیجه میگیرند. اگر ورزشکارها هم این اتحاد را داشته باشند، ماجرا متفاوت خواهد شد. گاهی دیده شده که استوری یک ورزشکار، مسئله جمعی شده و دولت را وادار به حضور و پاسخگویی کرده است. اما این چنین نبوده و در نتیجه اقداماتی صورت میگیرد که نتیجه مطلوبی برای جامعه ورزشی ما فراهم نکرده است».
آموزش و پرورش باید به فهم درستی از تربیت بدنی برسد
سید مصطفی هاشمیطبا، مشاور وزیر در امور زیربنایی، سرمایهگذاری و توسعه زیرساختهای ورزش کشور، با اشاره به نقش آموزش و پرورش در مسئله ورزش بیان داشت: «دولت درک درستی از تربیت بدنی ندارد. ما باید درباره مسئله تربیت بدنی از مدرسه و بخصوص در مدارس ابتدایی کارهای دقیقی انجام بدهیم.
دنیا به همین سمت رفته است. بسیاری از مسائلی که در مدرسه به ما ذیل مفاهیم فیزیک و شیمی و ریاضی و … آموزش میدادند در خاطرمان نیست، اما مسائلی که جنبه عملی داشت مثل تربیت بدنی یک عمر روی زندگی شخص اثرگذار است. باید فهم درستی از آموزش ورزش و تربیت بدنی در نهادهای مختلف و بخصوص آموزش و پرورش ایجاد شود. کودک باید تا ۱۲ سالگی با ورزشهای اصلی آشنا شود و با آنها درگیر باشد».

